تبليغاتX
دلهره تاریخ

با توجه به اینکه نوشته های من در مورد اهرام به آخر می رسد شما را به خواندن این مطلب دعوت می کنم ...

 

 

چه کسی برای نخستین بار به هرم راه یافت ؟

 

برای هزاران سال هرم مسدود و مکشوف باقی مانده بود تا در سال 820 پس از میلاد عبداله مامون پسر هارون الرشید که از جسارت های او در کتاب هزار و یک شب زیاد یاد شده است تصمیم گرفت تا هرم را ببیند البته انگیزه اصلی او راه یابی به داخل هرم و یافتن گنج ها و مدارک تاریخی و جواهراتی بود که تصور می رفت در هرم وجود داشته باشد او معماران و کارگران بسیاری را با خود به داخل هرم برد اما سنگ های هرم به حدی سفت و محکم بودند که با ابزار اهنی نمی شد انها را از سر راه برداشت .بنابراین او تصمیم گرفت که سنگ ها را با اتش داغ کنند و سپس با ریختن سرکه سرد در ان ها ایجاد شکاف نمایند سرانجام بعد از تلاش بسیار به درون هرم رفتند ان ها مسیرهای بسیاری را در هرم پیدا کردند و نام هایی نیز برای آن برگزیدند اما هیج گونه جواهراتی در آنجا یافت نشد تنها مشتی خاک و سنگ و فضله حیوانات . اما مامون که از ادامه کار خسته شده بود و نتیجه ای از زحمات خود بدست نیاورده بود در یک فرصت مناسب جواهراتی را گوشه ای پنهان نمود و سپس همراهان خود را برای ادامه کار به آنجا دعوت کرد بدین صورت به آن ها دلگرمی داد اما دیگر چیزی در آنجا نبود . بدین سان اولین تلاش انسان ها در مورد هرم به ناکامی رسید . و تا امروز هیچ کس دقیقا نمی داند اهرام برای چه ساخته شده چون نه جسدی در آن یافت شده که نشان دهد فراعنه در آن دفن شده اند و نه سند و مدرکی تاریخی در این مورد بعد هم اهرام بر خلاف رسومات آن زمان بدون هیچ گونه آرایشی می باشد و اصلا در داخل هرم نیز تزیین به کار نرفته است .بسیاری از دانشمندان بزرگ دنیا معتقدند که هرم برای هدفی متعالی و عظیم بنا شده اما چه هدفی هیچ کس نمی داند !!! بنابراین تا به امروز مشخص نیست این بنای بزرگ به چه دلیل ساخته شده ...این هم تصویر بسیار زیبایی از دره شاهان مصر مکانی که بعضی از اجساد فراعنه و بسیاری از همراهان در آنجا وجود دارد .

 

 

+ نوشته شده توسط نفیسه در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 و ساعت 14:44 |

سلام به همه دوستان عزیز ، خواستم در این قسمت به اهمیت و ماهیت علم طالع بینی بپردازم اگرچه این ارتباطی به مصر باستان ندارد اما در ادامه مطالب پیشین است زیرا عده  بیشماری به طالع بینی اعتقاد ندارند و این علم را جز خرافه می پندارند ...

نظر یادتون نره !!!!!

 

 

ابتدا با مثالی از صدف های دریایی شما را به این دنیای عجیب می برم : وقتی عده ای از دانشمندان در سال 1953 بر روی صدف ها مطالعه می کردند با کشف حیرت انگیزی روبه رو شدند صدف های دریایی کیلومترها با محل اولیه خود فاصله داشتند ( صدف ها زمان جزرو مد باز و بسته می شوند ) . درست همان هنگام که به محل جدید آورده شدند ناگهان برای چندین ساعت بسته ماندند .زمانی که ان ها فکر کردند صدف ها دچار افسردگی دوری از خانه شدند اتفاق عجیبی رخ داد صدف ها دوباره باز شدند !!! برای مدتی دانشمندان نتوانستند دلیل قانع کننده ای را بیاورند اما بعد فهمیدند صدف ها خود را با مکان جدید طول و عرض جغرافیایی تطبیق داده اند درست زمانی که جزر و مد دریا در ان محل جدید شروع شده بود اما چگونه ؟!!!!! ... البته که با نیروی ماه . سال هاست که پیشتازان و دانشمندان علوم غریبه به دنبال تحقیق روی چنین مسائلی هستند . تاثیرات عظیم جاذبه مغناطیسی بر فضانوردان در هنگامی که به سیارات نزدیک می شوند بر کسی پوشیده نیست حتی ارتباط اثبات شده ای بین حرکت ماه و وضع حمل وجود دارد همچنین گواهی پزشکان بخش های روانی که با تاثیر تغییرات ماه بر بیماران خود کاملا آشنا هستند . ( در امریکا بر اساس تحقیقات و امارهایی که گرفته اند مشخص شده در بدر کامل میزان جنایت ، عصبانیت ، خودکشی ، گریه و زاری به میزان بالایی رشد می یابد !!! )در میان اجرام سماوی تاثیر ماه از همه مرئی تر و نمایشی تر است چون نزدیکترین جرم به زمین است اما خورشید ، عطارد ، زهره و .. بقیه با آنکه دور هستند تاثیراتشان همان قدر مهم است . زمین روزانه با ارتعاشات فضای بیرونی از جمله اشعه گاما ، اشعه کیهانی ، ایکس ، حرکت موجی شکل میدان های مغناطیسی و سایر تاثیرات منابع برون زمینی بمباران می شود هیچ موجود زنده ای نمی تواند از آن بگریزد همان طور هم کانی ها و ما انسان ها . شاید بپرسید چه ارتباطی به طالع بینی دارد ؟ ! جواب اینست که میدان مغناطیسی پیچیده نه تنها الگوی مغز انسان را در زمان تولد می سازد که آن را در طول حیات تنظیم و کنترل می کند سیستم عصبی مرکزی ، یک گیرنده عظیم ار انرژی های الکترومغناطیس است ده ملیون سلول در مغز ما هزاران مدار ممکنه را می سازند که الکتریسیته می تواند عبور کند . بنابراین مغزما به تاثیر هر لکه خورشیدی ، خسوف و حرکت سیاره ها پاسخ می دهد و این باعث می شود که هر کدام از ما بر اساس سیستم عصبی مان رفتار کنیم و تحت تاثیر آن باشیم . علم طالع بینی که به بررسی رفتار انسان ها بر اساس ماه تولد می پردازد، دقیقا بر همین پایه است .

بر اساس آمارهایی که گرفته شده علم طالع بینی درست عمل می کند اما متخصین علوم طبیعی کماکان این علم را جز خرافات می دانند ولی تجربه چیز دیگری می گوید .

شما دوستان عزیز اکنون می توانید دلیل این مسائل را پیدا کنید:که چرا بسیاری از آدم ها اگرچه شبیه هم نیستند اما شما را یاد شخص بخصوصی می اندازند ؟ چرا تمامی نوزادان یک بیمارستان حالت های شبیه به همی دارند؟ یا چرا خلق و خوی شما با مادرتان که در یک ماه متولد شده اید مثل هم است ؟ چرا شما از میان همه اقوامتان شکل داییتان شده اید ؟ شاید جواب این سوالات ساده باشند اما شما به آن دقت نکرده اید،احتمالا ماه تولدتان یکیست دوباره دقت کنید ... دیدید درست گفتم ..

دفعه آینده به ادامه ی مطالبمان یعنی مصر باستان می پردازیم ...

+ نوشته شده توسط نفیسه در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 و ساعت 19:17 |

پیشگویی در مصر باستان

 

 

از هزاران سال پیش انسان به دنبال راهی برای پیشگویی آینده خود  بوده است ابتدا که علم طالع بینی رواج یافت تنها پادشاهان بودند که برای خود اخترگویانی را استخدام کرده و مسائلی در مورد جنگها ، ازدواج ، پیروزی ها ، روزهای خوب و بد سال را از آن ها می پرسیدند  به هر حال تا مدت ها بهترین مشاوران پادشاهان بودند. طالع بینی مصری یکی از کهن ترین و قدیمی ترین طالع بینی های جهان می باشد کاهنان و مصریان باستان اعتقاد داشتند که وضعیت خورشید و ماه و دیگر ستارگان کهکشان ها و دیگر بروج مختلف فلکی بر انسان و دیگر موجودات کره زمین تاثیر دارند و خلق و خوهای انسان را به ماه و روز تولد وابسته می دانستند اما در ابتدا از این علم برای پیشگویی آینده استفاده می شد اززمانی این علم به وضعیت رفتاری انسان ها پرداخت که مردم علاقه مند به شناخت خود شدند تاریخچه ی طالع بینی بر می گردد به 5000 سال قبل . در مصر اعتقاد به طالع بینی بسیار زیاد بود به صورتی که حتی پزشکان نیز از آن سود می بردند . مثلا عمل جراحی را در شبی که ماه بدر کامل بود انجام نمی دادند . و قبل از این کار حتما وضعیت ماه و دیگر سیارات را در نظر می گرفتند تا آن زمان تنها پنج سیاره شناخته شده بود اما آن ها معتقد بودند باید دوازده سیاره در آسمان باشد و برای آن ها نیز اسامی انتخاب نمودند . در آن زمان خورشید به عنوان « اصل مردانگی » و ماه مظهر « زنانگی » بود زیرا که نور خود را از خورشید می گیرد . در مصر باستان مردم به ماه شب چهارده نگاه نمی کردند زیرا اعتقاد بر این بود که بد یمن است و باعث می شود خطر هایی جان او را تحدید کند .

امروزه علم طالع بینی کمی تا قسمتی در شک و تردید به سر می برد زیرا به نظر می رسد که آسمان قدرتمند است و انقدر انرژی و پرتوهای مختلف به زمین می ریزد که احتمالا بر روی موجودات اثر می گذارد . ماه در بدر کامل دریا را متلاطم می کند حال ما که هفتاد درصد بدنمان از آب ساخته شده چطور می توانیم از شر این انرژی خلاصی یابیم . سوال این است که چگونه در هزاران سال پیش انسان می دانست که کرات آسمانی هر کدام بر زندگی زمینیان تاثیر می گذارند ؟

 

 

+ نوشته شده توسط نفیسه در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 15:56 |

به شما دوستان سلام می کنم به وبلاگ من خوش اومدید امیدوارم که حوصله داشته باشید و نظر بدید منتظرم ...

 

 

سالنما های مصری

 

همه به ضرورت تقویم آگاهی دارند نیاکان ما نیز به آن ها نیاز داشتند . برای آنان زمان حکم معنایی جدید داشت و زندگیشان را متبرک می کرد .مصری ها برای جشن ها و مراسم روحانی تقویمی تنظیم نمودند و مراسم مذهبی را بر پایه آن اجرا می کردند این تقویم توسط اخترماران « اخترشماران» و منجمان با تمسک به دوره های آسمانی تدوین کردند که بر پایه سال قمری بود . اما مدتی بعد از یکی شدن مصر قدیم و نوین و به وجود آمدن سلسله های فرعون ها تقویم دومی نیز اختراع شد. تقویم قمری اما همچنان برای جشن های مذهبی کار خود را ادامه می داد ولی تجارت و سلطنت نیازمند تقویم ثابتی بود مصریان کاملا عاقلانه تقویمهایشان را بر اساس خورشید ساختند که بعدها نیز رومیان از آن استفاده کردند . این تقویم 365 روزه زمانی در هزاره سوم پیش از میلاد مورد استفاده بود که به 12 ماه تقسیم می شد و هر یک از آن ها به 30 روز هر دوره سی روزه به 3 فاصله 10 روزه تقسیم می شد که دهه نامیده می شد اندازه این سال عرفی 36 دهه بعلاوه 5 روز اضافی در آخر بود آنان در تقویم سال کبیسه را نیز تعیین می نمودند . سرانجام مصریان تقویم سومی را خلق کردند که سال قمری و شمسی را به هم مرتبط می کرد . ماه های قمری بر اساس جشنی که برای هر یک اختصاص می یافت نامگذاری می شدند کتیبه های در معابد بر همین اساس وجود دارد مثل کتیبه ای که بر روی سقفی در رامسوم ( معبد تدفین رامسس دوم ) که در شهر تبس یونان قرار دارد در این معبد جدول ماهانه مشهوری خدایان را در ارتباط با هر یک از ماه های قمری که در پایین سقف معبد ثبت شده به تصویر می کشد ...به عکس های ادامه مطلب دقت کنید.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نفیسه در شنبه سیزدهم مرداد 1386 و ساعت 16:34 |

به شما عزیزان سلام می کنم راستش به دلیلی نتونتم زودتر خدمت برسم و مطالب رو به روز کنم .اما الان قضیه ای جالب را برایتان بازگو می کنم ...

 

 

تا دنیا دنیاست ، اهرام مصر باماست .

 

این دقیقا جمله ایست که در یکی از کتیبه های مصری یافت شده تا دنیا برپاست اهرام نیز خواهد بود.

در میان اقوام گذشته مصر جمله ای به چشم می خورد که می گفتند :"تا اهرام سه گانه بوده همین بوده ".این بیانگر آنست که همه مصریان اعتقاد داشتند که اهرام بنایی جاودانه خواهد بود . اما در این قسمت می خواهم به خاصیت منحصر به فردی از هرم یاد کنم که مسلما برای شما نیز جالب خواهد بود در طول تاریخ افراد بسیاری هرم را از نزدیک دیده اند حضرت موسی ، ناپلئون بنا پارت ، غیب گوی مشهور نوسترا داموس ( که می گویند زمانی که به هرم رفت بنا به دلیل عجیبی استعداد غیبگویی پیدا کرد ) ،امپراطور رم و غیره ... یکی از آن افراد که نام بردم ناپلئون بنا پارت بود که داستان عجیبی در رابطه با خاصیت آینده نگری هرم دارد در 1798زمانی که او مصر را فتح کرد به دیدار هرم رفت تا این شکوه را ببیند زمانی که با اطرافیان به داخل راه یافت و وارد سالن فرعون شد احساس غیر طبیعی به او دست داد او از اطرافیانش خواست هرم را ترک کرده و او را تنها بگذارند اطرافیانش پس از چند لحظه او را دیدند که با اضطراب و هراسان از هرم بیرون آمد و باترس به این سو و آن سو می رفت یکی از اطرافیان از او پرسید چه چیزی دیدی که تو را به این حد ناراحت کرده ؟ او پاسخ داد : هیچ چیز ندارم که بیان کنم .و در آن هنگام هیچ کس از موضوع سر در نیاورد تا زمانی که ناپلئون تبعید گشت در چند ساعت قبل از مرگش این را گفت :زمانی که وارد هرم بزرگ شدم تمام گذشته و آینده ی خود را در جلوی چشمانم دیدم لحظات مرگ پیروزی ها و هر آنچه فکرش را بکنید و من دقیقا می دانستم آنچه می بینم حقیقت محض است .

این داستان خود به تنهایی همه چیز را می گوید که هرم خئوپس اسرار حل ناشده ای دارد و چیزی برای گفتن نمی گذارد تنها اینکه«تا دنیا دنیاست اهرام مصر باماست » .

+ نوشته شده توسط نفیسه در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 15:44 |

سلام به عزیزانم راستش از روزی که گفتن بلاگفا هم مورد خطر یه جوری شدم اگه وبلاگ ها خراب بشه دیگه وحشتناکه. امیدوارم اتفاقی نیفته .

در این قسمت من در رابطه با خدایان مصری مطالبی جمع اوری کردم فقط اینکه نظر بدین یادتون نره .

 

 

خدایان مصری

 

آمن (amen) : او خدای خدایان نام داشت . رمی ها آن را ژوپیتر می نامیدند .و یونانیان به آن زئوس می گفتند گاهی هم او را خدای پنهان می نامند .

کنف ( kenph):به معنی آسیا کننده ، یکی از باستانی ترین خدایان این نماد دارای سر قوچ است که یک صفحه آفتابی بالایش قرار گرفته هنوز کنف را روح جهانی می نامند ، هم حلق کننده همسر او ساتی نام دارد .

ساتی ( sati) : همسر کنف ، که تاجی با یک جفت شاخ بر سر داشته کنف و ساتی نماد مونث و مذکر

خم (khem) : یکی از وابسته های خلق کننده به حساب می آمده روی سرش دو پر صاف قرار داشته .

پتاه ( ptah) : کارگر ، نمادی از قدرت یکتایی خالق که مصری ها او را خدا آتش بازی ساز نامیده اند نزد رمی ها این خدا ولکان نام دارد او نماد چهار نیروی اولیه می باشد .

مت (maut) : مادر ، این نماد بسیار مقدس بوده مادر یعنی زندگی و حیات و نمادی از دوگانگی .

رآ  (ra) : اسم خورشید بود به معنای نماد یکتایی وقدرت مطلق او برای مردم نماد خلق کننده بود.

خپرا (khepra): این نماد نوعی حشره است که مظهر نیروی خلاق است « این حشره برای مصریان نماد خدا نیست بلکه یکی از علایم خالق است زیرا درون گلوله ای گلی تخم می گذارد و آن را بین پاهایش می غلتاند چون خلق کننده فرمان به چرخش جهان می دهد » .

آتم یا توم (atum) : خدای غروب آفتاب ، خدایی که در افق است .

شو (shu) : مظهر قدرت های ملکوتی به رنگ سیاه .

منتو ( mentu) : یکی از وابسته های آفتاب ، نماد طلوع خورشید و یکی ازنگهدارندگان مصر .

ازیریس (osiris) : قدیمی ترین خدای مصری .( قبلا توضیح دادم )

هاتور (hathor) : نماد طبیعت و تمام آنچه راستی و زیبایی است .

هورس (hours) : مظهر خورشید. سب (seb) : نماد پدر خدایان و نمادهای دوگانه خالق .

خن (khen) :مظهر ماه است ، حامل ماه کامل و حلال آن .تت (thoth) : خدای نگارش و دانش و پزشکی بعضی او را با ادریس یکی می دانند اما کاملا درست نیست .

تفنوت (tephnoth) : خدای باران و شبنم .مایا (maya) : الهه حقیقت نمادی از واقعیت و عدالت خداوند

درواقع این خدایان از زمانی برمصر و کلا افکار مصریان مسلط شدند که چند گانه پرستی رایج شده بود آن ها در ابتدا خدای یگانه را می پرستیدند اما افکارشان دچار انحطاط گشت و به نابودی رسید .

 

+ نوشته شده توسط نفیسه در جمعه پنجم مرداد 1386 و ساعت 12:3 |

سلام به شما عزیزان امیدوارم از این مطلب استفاده لازم رو ببرید حتما بخونیدش ...نظر یادتون نره

اگه یکم فهمیدنش مشکله دوبار بخونین آخه یه کتاب دویست صفحه ای رو به چند خط خلاصه کردم اگه مشکلی داره ببخشید...

 

 

 

مذهب در مصر باستان

 

بحث مذهب در مصر باستان برمی گردد به 16000 سال قبل از میلاد مسیح .در آن زمان شخصی به نام تت معبدی در مصر ساخت و دین اوزیرین را در آنجا بنا نهاد .( دین اوزیزین را ازیریس حدود 22000 سال قبل از میلاد بنا کرد این دین در مکانی به نام مو که بعضی آن را قاره ای جداگانه می دانند به وجود آورد این دین از دین حضرت ادریس گرفته شده ادریس  کسی بود که یکتاپرستی را بنیان نهاد و علم حساب و نجوم را آموخت در واقع خدا به او یاد داد .درهر حال اوزیرین دین یکتاپرستی بود ) .

اوزیرین تا 7500 سال قبل وجود داشت اما طی یازدهمین سلسله سلطنتی , کاهنین شروع به آموزش این امر کردند که به جای یکتاپرستی مردم نمادهای مقدس را بپرستند این آغاز انحطاط مذهب مصری بود که به پست ترین سطح در زمان هجدهمین سلسله سلطنتی رسید و بالاخره مردمی که بت پرست شدند ظهور اسلام باعث شد که هر نوع مذهب قدیمی مصر از افکار پاک شود و قبل از آن مسیحیت که این اثر را آغاز کرده بود و قبطیان به آن گرویده بودند بیشتر تعلیمات مذهب اوزیرین تحت عنوان پرستش مطرح شده مثلا آیا تو به پدرو مادرت احترام گذاشته ای ؟ و غیره ...

کاهنین مصری باعث ایجاد خدایان دروغین فاجعه آمیز بسیاری شدند و مردم را به انحراف اخلاقی کشاندند ..

ازیریس: یکی از اولین خدایان مصری بود پرستش او جهانی بود او مظهر تمام نیکی ها بود او عمری طولانی داشت حدود 20000 سال قبل ازمیلاد به دست برادرش کشته شد ازیریس دینی شبیه به مسیح داشته بعضی دعا ها کلمه به کلمه و عبارت به عبارت باهم شبیه اند ... این موضوع بسیار عجیب است ...ودر عین حال باورنکردنی .

+ نوشته شده توسط نفیسه در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 18:7 |