تبليغاتX
دلهره تاریخ

سلام به دوستان گل و عزیز خودم مخصوصا اونایی که به این وبلاگ لطف دارن ... و در نوشتن مطالب راهنمایی های لازم رو می کنن قسمتی دیگه از بخش مصر رو براتون نوشتم امیدوارم خوشتون بیاد .

 

ماجرای کتیبه خورشید ...

 

 

 

موضوع خط مصر باستان از جمله موارد مورد اهمیت در تاریخ این سرزمین است خط مصر باستان دوره های مختلفی رو از سر گذرانده است این خط که به هیروگلیف مشهور است تا مدت ها برای پژوهشگران و مورخان ناشناخته بود در اواخر قرن هجدهم میلادی با کشف سنگ نوشته رشید «روزتا» که در ان یک مطلب به سه خط هیروگلیف دموتیک ویونانی (به ترتیب ازبالا به پایین) نوشته شده بود زمینه برای شناخت خط مصر باستان فراهم شد .متن نوشته رشید یا روزتا شامل تصمیم کاهنان مصری در مورد به تخت نشستن یکی از فرمانروایان یونانی مصر به نام بطلمیوس پنجم است .برای دیدن عکس های بیشتر این لغت « ROSETTA» رو توی گوگل سرچ کنید .

از آن جا که درمیان آثار به جا مانده از مصر باستان مطالب بسیاری به خط هیروگلیف وجود دارد ؛ لذا به کتیبه خورشید می پردازم :این ستون به عنوان هدیه به خدای خورشید ساخته شده است تاریخ ساخت آن به زمان رومیان باز می گردد این ستون که به سوزن کلئوپاترا معروف است ودر مصر قرار داشته است حدود بیست متر ارتفاع دارد و حدود نیم قرن پیش بوسیله محمد علی ، حکمران مصر به انگلیسی ها پیشکش شد سر جیمز الکساندر کاشف این متون وظیفه حمل آن را به عهده گرفت محفظه ای متناسب با آن ساخته شد که شبیه قایق بود و سکان و عرشه و کابین داشت . ستون سنگی در میان توفان دریایی تا مرز غرق شدن پیش رفت تا سرانجام به ساحل رود تایمز رسید این ستون تا امروز در ان جا بر پاست و در هوای مه آلود و بارانی لندن از خدای خورشید تقاضای کمک دارد چیزی که جالب توجه است : اینست که این ستون سنگی را چه طور در حدود 3000 سال پیش جا به جا می کرده اند خیلی ها می گویند ساختن این بنا ها و جا به جایی آن ها نیاز به دانش پیشرفته ای دارد و به نظر عده ای در ساخت آن از جنیان استفاده می شده است همان طور که برای ساختن معبد سلیمان از آن ها استفاده شده در هر حال این مساله واضح است که حداقل خیلی دست بالا بگیریم حمل آن کار دست بشر نیست چیزی که دکترالکساندر نیز آن را تایید می کند در واقع نتنها این بنا بلکه بسیاری از بناهای دیگر نیز جای شگفت دارد که درآینده به آن ها خواهم پرداخت .

+ نوشته شده توسط نفیسه در جمعه بیست و نهم تیر 1386 و ساعت 19:43 |

 این مطلب هیچ ربطی به مصر نداره ! اما خوب خیلی اسرارآمیزه ..

 

 

همه ما عاشق فرهنگمون هستیم عاشق این آب و خاکیم عاشق این تمدن دیرینه تمدنی بسیار غنی و بی نظیر اگه جایی بخوایم از هوش و استعدادمون بگیم اول به سراق نیاکانمون می ریم و با کبر و نخوت تاریخمون رو به رخ می کشیم در واقع این تاریخمون که ما رو به جهانیان می شناسونه نشون می ده فرهنگ ایرانی و آریایی رو .

اگه دلمون می خواد همیشه این فرهنگ رو حفظ کنیم وباهاش  همراه بشیم اونوقت دیگه بعضی کارا بی معنی می شه باید اول یاد بگیریم چطور میراثی رو که نیاکانمون به یادگار گذاشتن حفظ کنیم بعد به سراق بقیه بریم.واقعا متاسف و متحیر شدم وقتی به تخت جمشید رفتم مکانی که بعد از 2500 سال به جا مونده اما انگار عده کمی اینو درک کرده بودند انگارآدمای محدودی فهمیده بودند این بنا و مثل این چقدر ارزش داره ! اسباب نگرانی که خیلی از ماها دم از تاریخ می زنیم اما نمی دونیم چطور باید نگهش داریم اینکه توی تخت جمشید یه نفر با خودش چکش آورده بود !!! فکرش رو بکنید بعدم که قسمتی از سنگ های تخت جمشید رو کند و.. والفرار ... جالب اینجا بود که توی اون فضای بزرگ حتی یه نگهبان نبود که ببینه مردم دارن از سر و کول مجسمه ها بال میرن و چی کار می کنن !! اما خوب مسلما جایی که مردم بلیط می دادند پر نگهبان بود این که تعجب نداره ! بیخود چشاتونو گرد نکنین ! وخوب داستان به همین جا ختم نمی شه منم کلی با نگهبانای موزه حرف زدم ودعوا کردم اما چه فایده واسه اونا هم مهم نبود بعد با یه مرمت کار صحبت کردیم اونم کلی ناراحت بود و می گفت ازبالا دستور رسیده که خیلی اینجا رو وارسی نکنیم و ...بقیش رو خودتون حدس بزنین . مسلما با این حساب آبگیری سد سیون و رد شدن ریل راه آهن از کنار کتیبه ها در دل کوه نمی تونه واسه کشور جای تعجب باشه از همه اینا که بگذریم اونوقت معلومه که فیلمی مثل 300 ساخته می شه چون خود کشورم نسبت به آثار باستان بی توجه نشون می ده ، شما فکرش رو بکنید وقتی خود مردم به قوم و نژادهای ایرانی اهانت می کنن و توی جک و اس ام اس از اونا استفاده می کنن چه انتظاری می ره از امریکا که فیلم سیصد نسازه واقعا از ماست که بر ماست وقتی روز بزرگداشت یه شاعر یه نویسنده یه دانشمند حتی توی تلویزیون یه تبریک ساده هم نمی گن این معلومه که مثلا ترکیه می گه مولانا مال ماست البته تقصیر ما نیست !؟ کشورمون اونقدر تاریخش بزرگه که ما یادمون می ره بهش احترام بذاریم فقط ه ..مییی ..ن . ما خودمون چندتا فیلم ازتاریخ کشور ساختیم که انتظار داریم بقیه نسازن البته هیچ کشوری حق نداره تمدن جاهای دیگه رو مسخره کنه و اونو زیر سوال ببره اما خوب تقصیر خودمونم هست صداو سیما هم که از همه بدتر یکبار من ندیدم کامل و واضح درباره عهد باستان حرف بزنه، در موردهر چیز مربوط و نامربوطی برنامه داره غیر از این تمدن باشکوه .

اما فقط یه سوال آیا آیندگان اگه روزی به امروز ما فکر کنن به ما افتخار خواهند کرد ؟ جواب این سوال رو به آریایی هایی می سپارم که هیچگاه هویت خودشون رو از دست ندادن و نمی دن و نخواهند داد .

به افتخار همه آریایی ها هورااااااااااااااااااااااااااااااااا

+ نوشته شده توسط نفیسه در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 13:1 |

با سلام ، امروز با مطلبی زیبا در خدمتتونم حتما بخونین در مورد اینکه علم ما چقدر ناقصه و مصریان در 4000 سال پیش از ما بیشتر می دونستند...

 

 

چهار نیروی کیهانی بر اساس کتیبه های مصر

 

در مصر و نقاط دیگر دنیا لوح های بسیاری پیدا شده است در تبس یونان  در کوه های هیمالیا و.. به هر حال چیزی که مورد بحث است این که همه از یک چیز سخن می گویند. قبل از عصر یخبندان بشر بسیار پیشرفته بوده مثلا دینی که آن دوران بوده است شبیه به دین مسیح می باشد و یکتاپرستی رواج داشته است اما به تدریج این مساله به خرافه پرستی و در اخر به بت پرستی تبدیل و طوفان نوح شکل می گیرد در" مورد طوفان نوح حتما خواهم نوشت" اما چیزی که مورد بررسی است این موضوع است :درمعابد بسیار مصر خدایان بیشماری وجود دارد که بر درو دیوار معابد به چشم می خورد مثل « آمن، کنف،ساتی ، خم ، پتاه ، مت ،رآ ، خپرا » که 8 خدای بزرگ مصری و هر کدام نماد خدای خاصی هستند اما خپرا که نمادی در معبد مصر است ریشه مصری ندارد و خیلی ها می گویند مربوط به پیش از عصر یخبندان است نمادی که بعدا به مصر آورده می شود در کتیبه ای که این خدا درآن نوشته شده است در قسمت های آخر این مساله توجه همه را جلب می کند که مصریان تا زمان سلطنت ستی دوم از نیرویی عظیم با خبر بوده اند آن نیرو نیروی چهارگانه کیهانی نام دارد براساس آن هر چیزی که در جهان موجود است از این نیرو شکل گرفته و به حیات خود ادامه می دهد نیرویی که هیچ یک از دانشمندان امروز از آن باخبر نیستند !!!

این چهارنیروی عظیم و بزرگ دانش واقعی را برای ما به ارمغان می آورد و ما می توانیم علم خود را بر همین اساس پایه ریزی کنیم که زندگی و منشا آن را توضیح می دهد جالب این جاست که مصریان از کار این چهار نیروی عظیم با خبر بوده اند .

نمی دونم شاید درست باشه یا غلط اما نظر شخصیه من این که احتمالا اهرام بر همین مبنا ساخته شده اند چون قبلا واستون گفتم که نیروهای عجیبی در اهرام وجود داره که زندگی رو طولانی می کنه جلوی فساد مواد رو می گیره و غیره ..به هر حال اسرار زیادی هست که هنوز فاش نشده و شاید هیچگاه نه به این زودی ها برملا بشود. نیروی کیهانی اما نیرویی است که در قرون آینده مسلما بسیار ارزشمند خواهد بود انرژی که تمام نمی شود و در همه جا یافت خواهد شد اکنون یک نفس عمیق بکشید ... نیروی کیهانی را به درون ششهایتان انتقال دادید به همین سادگی، اما ماهیتش چیست ؟

چگونه به وجود می آید ؟ ... هیچ کس نمی داند « اگه مصریا بودن از اونا می پرسیدیم » ...

+ نوشته شده توسط نفیسه در دوشنبه هجدهم تیر 1386 و ساعت 12:37 |

 

سلام به دوستان عزیز خوب امروز چندتا تبریک ویژه داریم اول تبریک به خاطر میلاد حضرت فاطمه (س)

دوم به خاطر روز مادر البته تبریک مخصوص ترش به خانم های عزیز و خوب در آخر بابت شروع برنامه کوله پشتی به مژگان جونمم تبریک می گم فداش بشم در هر حال با یه موضوع دیگه در خدمت شما عزیزانم،ابوالهول نگاهبان منظره ای بی نظیر .. اهرام

 

ابوالهول

 

یکی دیگر از عجایب مصر تندیس ابوالهول است تندیسی که در 400 متری اهرام قرار دارد ارتفاع آن حدود 6/18 و عرض 6 متر است پهنای صورتش که در زمان سلطه اعراب بسیار خراب گشت حدود 8/3 می باشد چهره او رو به سمت مشرق مشرف گشته  این تندیس حدود 4600 سال قبل تقریبا در همان زمانی که اهرام ساخته می شد شکل گرفت ابوالهول به شکل یک انسان منتها با بدن یک حیوان است  بدنش به شکل یک شیر نشسته درست شده در قسمت دست های این شیر عظیم یک معبد وجود دارد که در آن کتیبه هایی پیدا شده در درون یکی از آن ها این مساله به وضوح آمده :

« ابوالهول الهه آفتاب ( رمهسیس – رماخسیس ) است او برای نگهداری اهرام و پاسداری از آن ها درست شده تا از شر شیاطین و بدخواهان در امان بمانند » ابوالهول از لغت لاتین اسفنکس « یونانی اسفینگس » گرفته شده است .

در افسانه های یونانی آمده که او هیولایی بد ترکیب بوده این موجودات ترسناک جلوی راه مسافران را سد می کرده و سوالات بسیار سختی می پرسیدند و آن هایی که قادر به پاسخ دادن نبوده اند خام خام خورده می شده اند اگر به تصویر نگاه کنید متوجه می شوید که سر ابوالهول شبیه سر یک زن است اما هیچ کس نمی داند سر او بر اساس شمایل کدام فرعون مصری ساخته شده خفرع خئوپس یا یک فرعون زن مصری، کاملا معلوم نیست به علاوه گفته می شود ابوالهول با آن چهره مرموزش در انتظار چیزی است چیزی که هیچ کش نمی داند در افسانه ها آمده او که رو به سوی مشرق دارد منتظر است که رع خدای فراعنه به همراه طلوع آفتاب به زمین بازگردد .

حدود 1400 سال قبل از میلاد این بنا تقریبا در شن مدفون شده بود معروف است یک روز شاهزاده ای در حال شکار و برای استراحت در سایه آن آرمیده به خواب رفت در خواب صدای ابوالهول را شنید که به او قول می داد او را به پادشاهی برساند مشروط بر آنکه اورا از زیر شن ها نجات دهد شاهزاده شن ها را از اطراف ابوالهول پاک کرد و به عنوان تتمس ( توتموس ) چهارم فرعون مصر شد شرح این رویا در کتیبه ای پایین این بنای اسرارآمیز گذاشته شده است .

هیچ کس نمی داند راز این لبخند مرموز چیست ؟ هرچه هست قرنهاست که رازی سر به مهر دارد ..

+ نوشته شده توسط نفیسه در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 13:8 |

سلام به دوستان عزیز خودم حالا جا داشت در مورد یکی دیگه از فرعون ها به نام توتنخامون به خدمت برسم خدا کنه خوشتون بیاد ...

 

 

 

 

 

 

 

توتنخامون

 

این مکان شگفت انگیز تا پیش از کشف شدن شهرت چندانی نداشت اما کشف مقبره او و خوانده شدن کتیبه های آن موجب شگفتی جهان شد درنوامبر سال 1922 کارتر و همکارانش پس از پانزده سال حفاری در دره شاهان در جنوب قاهره در زیر شن ها به دری مخفی و مهر و موم شده رسیدند که متعلق به مقبره توتنخامون فرعون مصزی بود که درنوزده سالگی مرده بود وقتی کارتر دیوار مقبره را خراب کرد و به درون آن راه یافت شمعی در دست داشت ابتدا چشمش به تاریکی عادت نکرده بود اما چند دقیقه بعد که دید بهتری پیدا کرد در آن موقع صدای همکارش را شنید که پرسید چی می بینی؟

او پاسخ داد « چیزهای شگفت انگیز »...

درون مقبره پر بود از گلدان ها جواهرات حتی تخت خواب و گهواره و وسائل بازی فرعون و جسد فرعون در درون تابوت های طلا کاری شده در میان قالبی از طلا و جواهرات و مومیایی شده قرار داشت هرچند مومیایی متلاشی شده بود .

همه وسائل توتنخامون که اغلب از طلا بود ، در طول 3000 سال دست نخورده باقی مانده بود ...

اون چیزی که خیلی جالبه اینه ..

بر طبق یک کتیبه باستانی ان ها از دست زدن به مومیایی برحذر شده بودند در ان کتیبه نوشته شده بود «هرکس به فرعون جاوید دست بزند هلاک خواهد شد » اما گروه اعزامی به مسئله توجه نکرد !

بیشتر اعضای گروه با مرگ های آنی و مرموز در گذشتند !!!

چندین سال بعد مشخص شد چه مسئله ای باعث مرگ آنها شده است در ان مکان غلظت بسیار بالایی از اورانیوم کشف شده که بر دیوارها و کلا همه جای مقبره جاسازی شده بود .

خیلی جالبه یعنی در 3000 سال پیش مصر و مردم ان جا از اورانیوم و کلا اثر رادیو اکتیو باخبر بوده اند

باورش سخته اما خوب حقیقت داره !این هم ماسکی که بر روی سرش بوده ..و ان بالا مجسمه انوبیس خدای مصری..

+ نوشته شده توسط نفیسه در یکشنبه دهم تیر 1386 و ساعت 9:30 |

در این قسمت شما می تونید درباره قارون اطلاعاتی کسب کنید برای نوشتن مطالب این وبلاگ من از متون معتبر استفاده کردم مثلا قارون ؛ که از تفسیر میبدی ، زمخشری  کمک گرفتم امیدوارم خوشتون بیاد ...

 

قارون مشاور فرعون "

 

یکی از ثروتمندان افسانه ای و گردنکشان بی ایمان بنی اسرائیل که از مشاوران و همدستان فرعون که مخالف موسی بود قارون است که در ادبیات فارسی و سایر ملل از ان به عنوان نماد ثروت بی کران و شوم یاد می کنند نام قارون در تورات به «قورح » امده است داستان او به گونه ایست که برای توضیح ثروت افسانه ای او و نظر به علم خاصی که ادعا می کرده است در بسیاری از تواریخ معتبر اورده اند که کیمیاگری می دانسته است « کمیا علمی است که بران اساس می توان فلزات را به طلا تبدیل کرد »

و می گویند او ازآغازگران علم کیمیا گری است . در قران آمده است :" قارون از قوم موسی بود و برانان شورید و ما به او گنجینه هایی بخشیده بودیم که کلیدهای آن حتی برای جوانانی نیرومند نیز سنگین است " (قصص 76).

او علم کیمیا را از خواهر موسی که همسرش بود یاد گرفت موسی این علم عظیم را به سه قسمت تقسیم کرده بود دوقسمتش را به دو نفر یاد داد و قسمت سومش را به خواهرش آموزش داد .قارون با ترفند و فریب ان دو قسمت دیگر را از ان دو فرد یاد گرفت پس علم کیمیا بر او کامل گشت در قران هم این لفظ امده که قارون می گوید همانا من از علمی که داشتم این ثروت را کسب کردم (قصص 81). پس او بدین وسیله ثروتی بی کران بدست می اورد حتی می گویند که اجنه به او کمک می کرده اند !

او با این کار روی و مس را به طلا تبدیل می کردبدان جا رسید که موسی به او گفت باید زکات اموالش را بدهد او هم ازاین کار کناره گرفت و به موسی تهمت ناروا زد موسی نیز او را نفرین نمود و خداوند به نفرین اوقارون و خانه و کاشانه اش را به کام زمین فرو برد به طوری که بعضی معتقدند هنوز اموال قارون در قعر زمین منتظر بیرون امدن است در مصر نام چند دریا به نام اوست از جمله برکه القارون که احتمال دارد قارون دران نواحی به قعر زمین فرو رفته باشد در زمان موسی شخصی به نام کافور خانه ای درنزدیکی قارون ساخت اما جن ها او را از آنجا راندند ...

چیزی که مورد بحث است اینست که چطور دران زمان علم کیمیا گری وجود داشته در حالی که ازان به بعدهرکه به دنبال این علم رفته ناکام مانده است ! .
+ نوشته شده توسط نفیسه در پنجشنبه هفتم تیر 1386 و ساعت 18:40 |

امروز با مطلبی جالب در خدمت شما هستم امیدوارم مورد پسندتان قرار گیرد این مورد عجیب درباره فرعون راما پسر رامسس دوم است که در زمانی که حضرت موسی به دریامی رود غرق می شود .

دراین رابطه درقران این ایه را دارییم« پس ما امروز بدنت را برای عبرت بازماندگانت به بلندی می بریم که بسیاری از مردم نشانه های ما رانمی بینند و از خدا سخت غافلند» دراین رابطه دوست بسیار خوبمان آقای سهیل مهرزاد این مطلب را نوشتند و زحمت بسیاری کشیدند شما می توانید وبلاگ ایشان به نام تندیس مهر باستان را از قسمت لینک ها به نام سهیل ببینید از عکس هم خدا کنه خوشتون بیاد راستش سه ساعت و نیم توی اینترنت گشتم تا اینو پیدا کردم عکس ادامه مطلب رو هم حتما ببینید باتشکر از سهیل مهرزاد عزیز...وشما که این مطلب رو می خونید .

 

قران کریم بخش وسیعی از قصص خود را اختصاص داده به پیامبران پادشاهان زمان انها و پیشینیان .

حدود 200 سال پیش جوانان امریکا نسبت به داستان های تورات دچار تردید شدند و انها را افسانه پنداشتند به طوری که گفتند پیامبرانی که از انها در تورات نام برده شده مثل حضرت ابراهیم و نوح (ع)

معلوم نیست وجود خارجی داشته باشند دراین زمینه چند شخصیت باستان شناس امدند دربین النهرین به کاوش پرداختند .

باستان شناسان امدند  خط سیر حضرت موسی (ع) ازمصر به خلیج عقبه وتا نزدیکی عربستان را مطالعه کردند .دربالای خلیج عقبه یک برآمدگی پل مانندی است که اب کم عمقی دارد و وقتی با دوربین های عکاسی عکسبرداری کردند چرخ های ارابه جنگی و استخوان های انسان و اسب هایی کشف شد که مربوط به فرعون و لشکریان اوست ارابه فرعون در قسمت هایی که از طلا نبود پر مرجان های دریایی بوده و بقیه که طلا کاری بوده خالی از مرجان بوده است استخوان های مربوط به اسب و انسان از جمله دیگر چیزهایی بود که در این قسمت کشف کردند که مربوط به استخوان های سربازان فرعون بود وقتی بعضی از استخوان ها را برای مطالعه به دانشگاه استکهلم « پایتخت سوئد » فرستادند مشخص شد استخوان مربوط است به استخوان پای یک انسان ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نفیسه در سه شنبه پنجم تیر 1386 و ساعت 17:0 |

راستش ببخشید توی این چند روز نتونستم وبلاگمو به روز کنم اما داشتم در مورد فراعنه تحقیق می کردم از توی قرآن، البته اون چیزایی رو که می خواستم اونطور که باید پیدا نکردم اما خوب همینیم که پیدا کردم خیلی جالبه البته باید بگم که از منابع زیادی استفاده کردم تا اینارو نوشتم در این قسمت می تونید در مورد فرعون مصر در زمان حضرت موسی به نام رامسس دوم مطالبی بخونید  قسمت دوم اون هنوز کاملا آماده نیست اون در مورد قارون یکی از نزدیکان فرعون که بعدا روی وبلاگ قرار می دم .

 

 

همانا فرعون در آن سرزمین سرکشی کرد و اهل آن را فرقه فرقه کرد طایفه ای از آنان را به زبونی کشید پسرانشان را می کشت و زنان را (برای کنیزی )باقی می گذاشت ؛ همانا او از تبهکاران بود «قصص : آیه4 »

وبه آنان بر روی زمین تمکین بخشیدیم وازآنان به فرعون و هامان (یکی از وزیران فرعون که می گویند از مشاوران خشایارشا بوده )و سپاهیانش چیزی که از ان پروا داشتند نشان دادیم (آیه 6)

 

آنگاه فرعونیان موسی را یافتند و برگرفتند تا سرانجام دشمن و مایه اندوهشان شود چرا که فرعون و هامان و سپاهیانش خطاکار بودند ( آیه 8)


فرعون گفت :ای بزرگان برای شما خدایی جز خود نمی شناسم و ای هامان برای من  آتش بر گل بی افروز « آجر بپز » برای من برجی برآور که به خدای موسی پی ببرم و من اورا از دروغگویان می دانم .

( آیه 38 )

دررابطه با آیه 38 توی چندتا تفسیر مختلف اینا رو پیدا کردم خلاصشو واستون نوشتم :

 

چون فرعون وزیر خود را فرمان داد و گفت ای هامان از بهر من یک برج بلند بساز و هامان استادان و کارگران بسیاری را جمع نمود گویند که 50000 استاد به غیر از کارگران و آجر پزان ؟!!! را برای ساخت این برج استخدام کرد .و پس از آن آلات و ساز آن را با چوب و آهن ساختند وبنایی عظیم با آجر و گچ بنا کردند و ارتفاع ان را تا ان حد بالا بردند که د رهمه دنیا هرگز کس ندیده و نشنیده و هیچ مرد قوی جرات نمی کرد برسر آن بایستد از بیم انکه باد او را ببرد ! فرعون زمانی که برسر ان امد به تیراندازی گفت : ای تیرانداز تیری به آسمان بزن تا همه ببینند که خدای موسی چگونه است . زمانی که تیر به آسمان انداخته شد پس از بازگشت خون آلود بود . فرعون گفت : همانا من کشتم خدای موسی را !! خداوند به جبرئیل گفت بال هایش را به ان برج بزند ان قصر سه پاره گشت پاره ای به لشکر فرعون افتاد که هزار هزار زن و مرد مردند و پاره ای به دریا ریخت همان دریایی که بعدها فرعونیان در ان عرق شدند و پاره ای به مغرب افتاد « راستش توی این منابع اصلا ذکر نشده که این مکان در کدام قسمت سرزمین مصر بوده خودمم خیلی دنبال گشتم که ببینم این مکان کشف شده یا نه ولی هیچی پیدا نکردم»

پش از سال ها زمانی که فرعون پسر رامسس دوم به دنبال قوم بنی اسرائیل و موسی به راه افتاد موسی با قوم خود به سلامت از دریا عبور کرد اما فرعون که به دنبال انها حرکت می کرد در دریا غرق شد لحظاتی که مشرف به غرق شدن بود پشیمان شد و ایمان آورد ولی ایمانش پذیرفته نشد .(یونس آیه 90-92)در رابطه با دریایی که فرعون در ان غرق شد تناقضات زیادی وجود دارد بعضی می گویند در نیل غرق شده عده ای معتقدند د رنزدیکی کانال سوئز عده ای می گویند در دریای سرخ و ... کاملا مشخص نیست .

به هر حال چیزی که مشخص است اینست که فراعنه انسان های خوبی نبوده اند زیرا قران به فرعون ها تبهکار می گوید و اینکه ان ها در جهنم ابدی خواهند سوخت .

+ نوشته شده توسط نفیسه در دوشنبه چهارم تیر 1386 و ساعت 15:25 |